brünstig
(حیوانات) در فصل جفتگیری، شهوتانگیز؛ (مجازی) پرشور، مشتاق
Bedeutungen
1
مربوط به دوره جفتگیری در حیوانات، که با افزایش میل جنسی و رفتارهای خاص همراه است.
- Die Hirsche sind im Herbst brünstig und kämpfen um die Weibchen.گوزنها در پاییز در فصل جفتگیری هستند و برای مادهها میجنگند.
- Der Hund wurde sehr unruhig, da er merkte, dass die Hündin in der Nähe brünstig war.سگ بسیار بیقرار شد زیرا متوجه شد که سگ ماده در نزدیکی در فصل جفتگیری است.
- Manche Tiere zeigen in der brünstigen Zeit ein aggressives Verhalten.برخی حیوانات در فصل جفتگیری رفتاری پرخاشگرانه از خود نشان میدهند.
2
به صورت مجازی، به معنای پرشور، مشتاق و با اشتیاق فراوان.
- Er sprach mit brünstiger Überzeugung über sein neues Projekt.او با اشتیاقی پرشور درباره پروژه جدیدش صحبت کرد.
- Die Fans verfolgten das Spiel mit brünstiger Spannung.هواداران با هیجانی مشتاقانه بازی را دنبال میکردند.
- Sie verteidigte ihre Ideen mit brünstiger Leidenschaft.او با شور و شوقی فراوان از ایدههایش دفاع کرد.