brüsk
ناگهانی، تند، سرد و خشک، بیرحمانه (در برخورد)
Beispiele
- Sei still!“, erwiderte die strenge Lehrerin ''brüsk.معلم سختگیر تند جواب داد: «خفه شو!
- Der Unbekannte stand auf und wandte sich ''brüsk'' um.فرد ناشناس بلند شد و با خشونت (یا بهطور ناگهانی) برگشت.