brüskieren
رنجاندن، توهین کردن، بیاحترامی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas brüskieren)
کسی را با رفتار یا گفتار ناگهانی و بیادبانه رنجاندن یا به او بیاحترامی کردن.
- Er hat mich mit seiner abweisenden Haltung brüskiert.او با رفتار سرد و طردکنندهاش مرا رنجاند.
- Die Gastgeberin brüskierte die Gäste durch ihre Unaufmerksamkeit.میزبان با بیتوجهیاش به مهمانان بیاحترامی کرد.