abbrüten

Aussprache: /ˈapˌbryːtn̩/
Worttrennung: ab·brü·ten
فعل

دوره جوجه‌کشی/تخم‌گذاری به پایان رسیدن، از تخم درآمدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Eier) abbrüten

تخم‌ها را به طور کامل جوجه‌کشی کردن یا دوره جوجه‌کشی را به پایان رساندن؛ از تخم درآمدن جوجه‌ها.

  • Die Henne hat alle Eier erfolgreich abgebrütet.مرغ با موفقیت تمام تخم‌ها را جوجه‌کشی کرد.
  • Es dauert einige Wochen, bis die Küken abgebrütet sind.چند هفته طول می‌کشد تا جوجه‌ها از تخم بیرون بیایند.