abbrüten
دوره جوجهکشی/تخمگذاری به پایان رسیدن، از تخم درآمدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Eier) abbrüten
تخمها را به طور کامل جوجهکشی کردن یا دوره جوجهکشی را به پایان رساندن؛ از تخم درآمدن جوجهها.
- Die Henne hat alle Eier erfolgreich abgebrütet.مرغ با موفقیت تمام تخمها را جوجهکشی کرد.
- Es dauert einige Wochen, bis die Küken abgebrütet sind.چند هفته طول میکشد تا جوجهها از تخم بیرون بیایند.