braaien

Aussprache: /ˈbraːɪən/
Wortzerlegung: braai·en
فعل

کباب کردن (به خصوص در فضای باز و در جمع)

Beispiele

  • Die Möglichkeit selbst zu kochen oder zu ''braaien'' wird es nur noch auf dem Camping-Platz geben, wie Snyders erklärt.امکان آشپزی یا "کباب کردن" فقط در محل کمپینگ وجود خواهد داشت، همانطور که اسنایدرز توضیح می دهد.

Bedeutungen

1

فریاد کشیدن با صدای بلند و غالباً خشمگینانه یا اعتراضی، که در ادبیات یا متون تاریخی برای توصیف شورش‌ها یا اعتراضات شدید به کار می‌رود.

  • Die Menge brait empört gegen die ungerechte Entscheidung des Richters.جمعیت با خشم علیه تصمیم ناعادلانه قاضی فریاد برداشت.
  • Aus den Tiefen des Waldes brait ein markerschütternder Schrei.فریادی دلخراش از اعماق جنگل برخاست.