صفت
بایر، دستنخورده، شخمنخورده
جملات نمونه برای brach:
„Bleiche, abgezehrte Gesichter, verlotterte Hütten, leere Viehställe, ''brache'' Felder: das war das Bild der Provinz in jenen Tagen.“
«چهرههای رنگپریده و رنجور، کلبههای ویران، آغلهای خالی، مزارع بایر: این تصویر استان در آن روزها بود.»