zusammenbringen
گرد هم آوردن، آشنا کردن، جمعآوری کردن (پول)
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) zusammenbringen
افراد یا اشیاء را دور هم جمع کردن، یا دو نفر را با هم آشنا ساختن به طوری که با هم ارتباط برقرار کنند.
- Das Fest soll die Familie und Freunde des Paares zusammenbringen.این جشن باید خانواده و دوستان زوج را گرد هم بیاورد.
- Er hat seine beiden schüchternen Freunde endlich zusammengebracht.او بالاخره دو دوست خجالتیاش را با هم آشنا کرد.
2
etwas (Akkusativ) zusammenbringen
مقدار مشخصی پول، اعانه، مدارک یا منابع لازم را از منابع مختلف گردآوری کردن یا فراهم نمودن.
- Wir müssen noch 500 Euro für die Anzahlung zusammenbringen.ما هنوز باید ۵۰۰ یورو برای پیشپرداخت جمع کنیم.
- Es ist schwierig, die notwendigen Informationen für den Bericht zusammenzubringen.جمعآوری اطلاعات لازم برای گزارش دشوار است.