zubringen
سپری کردن (زمان)، آوردن، بستن (چمدان)
Bedeutungen
1
Zeit (Akkusativ) mit etwas / irgendwo zubringen
مدت زمان مشخصی را با کاری یا در مکانی سپری کردن
- Er hat den ganzen Tag mit Lesen zugebracht.او تمام روز را با مطالعه سپری کرد.
- Wie habt ihr das Wochenende zugebracht?شما آخر هفته را چگونه گذراندید؟
2
etwas (Akkusativ) zubringen
بستن یا جفت کردن در یا چمدانی که پر است
- Der Koffer ist zu voll, ich bringe ihn nicht zu.چمدان خیلی پر است، نمیتوانم آن را ببندم.
- Kannst du mir helfen, die Tür zuzubringen?میتوانی کمکم کنی در را ببندم؟