bringen
آوردن، بردن، باعث شدن، تحویل دادن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) bringen / jemanden (Akkusativ) irgendwohin bringen
چیزی یا کسی را از جایی به جای دیگر آوردن یا بردن
- Kannst du mir bitte das Buch bringen?میتوانی لطفاً کتاب را برایم بیاوری؟
- Ich bringe die Kinder zur Schule.من بچهها را به مدرسه میبرم.
2
etwas (Akkusativ) bringen
(مجازی) نتیجهای به بار آوردن، فاصلهسازی یا منفعت داشتن، باعث شدن
- Das bringt nichts.این هیچ فایدهای ندارد.
- Seine Bemühungen haben Erfolg gebracht.تلاشهای او موفقیت به بار آورد.
3
sich/jemanden (Akkusativ) in + Akkusativ bringen
خود را یا کسی را به حالت یا موقعیت خاصی کشاندن/رساندن
- Er hat sich in eine schwierige Lage gebracht.او خودش را در موقعیت دشواری قرار داد.
- Bring dich nicht in Gefahr!خودت را به خطر نینداز!
4
jemanden (Akkusativ) um etwas (Akkusativ) bringen
کسی را از چیزی محروم کردن، چیزی را از کسی گرفتن یا سلب کردن
- Er hat ihn um sein Erbe gebracht.او میراثش را از او گرفت.
- Die Krankheit hat sie um ihren Schlaf gebracht.بیماری خواب را از او گرفت.