einbrennen
داغ زدن، حک کردن، تفت دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
داغ کردن و حک کردن، علامتگذاری با داغ کردن
- Der Hirte brennt sein Zeichen in das Fell der Schafe ein.چوپان نشان خود را بر پوست گوسفندان داغ میکند.
- Man kann ein Logo in Holz einbrennen.میتوان یک لوگو را روی چوب داغ کرد.
2
Akkusativ
روغنمالی کردن و حرارت دادن (ظرف فلزی) برای ایجاد لایه محافظ
- Man muss eine neue Eisenpfanne vor dem ersten Gebrauch einbrennen.باید یک تابه آهنی جدید را قبل از اولین استفاده روغنمالی و حرارت داد.
- Das Einbrennen schützt die Pfanne vor Rost.روغنمالی و حرارت دادن، تابه را از زنگزدگی محافظت میکند.