فعل
بادبانها را تنظیم کردن (در جهت باد)
معانی و تعاریف brassen:
- (دریانوردی) بادبانها را با طنابهای مخصوص (Brassen) چرخاندن تا جهت آنها نسبت به باد تنظیم شود.
- (عامیانه، تحقیرآمیز) پول زیادی را به صورت بیرویه و ولخرجانه خرج کردن.
جملات نمونه برای brassen:
Einmal ''„brassen“'' (die Segel in den Wind stellen) genügt – und an Deck verknäulen sich Hunderte Meter Taue.
تنظیم بادبانها (در جهت باد) کافی است - و صدها متر طناب روی عرشه جمع میشوند.
Der Steuermann befahl, die Segel zu brassen.
ناخدا دستور داد بادبانها را بچرخانند.
Sie mussten die Rahen brassen, um den Kurs zu ändern.
آنها مجبور بودند دکلها را بچرخانند تا مسیر را تغییر دهند.