braten

Aussprache: /ˈbʁaːtn̩/
Wortzerlegung: bra·ten
فعل

سرخ کردن، پختن (در روغن یا تابه)

Beispiele

  • Wir können uns ein Hähnchen ''braten.ما می‌توانیم برای خودمان یک مرغ سرخ کنیم.
  • Der Fisch ''brät'' nun schon eine Viertelstunde.ماهی حالا یک ربع است که دارد سرخ می‌شود.
  • Wir lagen den ganzen Nachmittag am Strand und ''brieten'' in der Sonne.ما تمام بعدازظهر در ساحل دراز کشیدیم و زیر آفتاب برشته شدیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی (معمولاً گوشت یا سبزیجات) را در روغن یا حرارت مستقیم پختن

  • Ich brate das Fleisch in der Pfanne.من گوشت را در ماهیتابه سرخ می‌کنم.
  • Sie brät Kartoffeln für das Abendessen.او برای شام سیب‌زمینی سرخ می‌کند.
2 بدون حرف اضافه (فعل لازم)

چیزی (معمولاً گوشت) در حال پخته شدن با حرارت مستقیم یا در روغن بودن

  • Der Braten brät schon seit zwei Stunden im Ofen.گوشت بریان از دو ساعت پیش در فر در حال پختن است.
  • Die Zwiebeln braten langsam in der Pfanne.پیازها آرام‌آرام در ماهیتابه سرخ می‌شوند.