braun gebrannt

Aussprache: /ˈbraʊ̯n ɡəˈbrant/
Worttrennung: braun ·ge·brannt
صفت

برنزه، آفتاب‌سوخته (خوش‌رنگ)

Bedeutungen

1

پوست به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید یا استفاده از سولاریوم، رنگی تیره و طلایی پیدا کرده است.

  • Nach dem Urlaub war seine Haut schön braun gebrannt.بعد از تعطیلات، پوستش به زیبایی برنزه شده بود.
  • Sie mag es, braun gebrannt auszusehen.او دوست دارد که برنزه به نظر برسد.
  • Der Schauspieler hatte eine leicht braun gebrannte Haut.بازیگر پوستی کمی برنزه داشت.