braun gebrannt
برنزه، آفتابسوخته (خوشرنگ)
Bedeutungen
1
پوست به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید یا استفاده از سولاریوم، رنگی تیره و طلایی پیدا کرده است.
- Nach dem Urlaub war seine Haut schön braun gebrannt.بعد از تعطیلات، پوستش به زیبایی برنزه شده بود.
- Sie mag es, braun gebrannt auszusehen.او دوست دارد که برنزه به نظر برسد.
- Der Schauspieler hatte eine leicht braun gebrannte Haut.بازیگر پوستی کمی برنزه داشت.