فعل
ترمز کردن، کاهش سرعت دادن
معانی و تعاریف bremsen:
- سرعت چیزی را کم کردن یا آن را متوقف کردن، معمولاً با استفاده از ترمز.
- پیشرفت یا توسعه چیزی را کند یا متوقف کردن.
جملات نمونه برای bremsen:
Als ich den Unfall sah, konnte ich gerade noch rechtzeitig ''bremsen.''
وقتی تصادف را دیدم، توانستم درست به موقع ترمز کنم.
Bakterien ''bremsen'' den Treibhauseffekt.
باکتریها اثر گلخانهای را کاهش میدهند (کند میکنند).
Der Junge war kaum zu ''bremsen'' in seinem Eifer.
پسرک در اشتیاقش به سختی قابل کنترل (کند کردن) بود.