durchbrennen
سوختن (سیم، فیوز)، فرار کردن (با کسی)
Bedeutungen
1
intransitiv
فرار کردن، به خصوص با کسی (برای ازدواج) یا از مسئولیت
- Das junge Paar ist durchgebrannt.زوج جوان فرار کردند (برای ازدواج).
- Er ist mit dem Geld durchgebrannt.او با پول فرار کرده است.
2
intransitiv
سوختن یک سیم یا فیوز به دلیل جریان بیش از حد
- Die Sicherung ist durchgebrannt.فیوز پریده است.
- Wegen des Kurzschlusses ist ein Kabel durchgebrannt.به دلیل اتصال کوتاه، یک کابل سوخته است.