einbrennen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌbrɛnən/
Wortzerlegung: ein·bren·nen
فعل

داغ زدن، حک کردن، تفت دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ

داغ کردن و حک کردن، علامت‌گذاری با داغ کردن

  • Der Hirte brennt sein Zeichen in das Fell der Schafe ein.چوپان نشان خود را بر پوست گوسفندان داغ می‌کند.
  • Man kann ein Logo in Holz einbrennen.می‌توان یک لوگو را روی چوب داغ کرد.
2 Akkusativ

روغن‌مالی کردن و حرارت دادن (ظرف فلزی) برای ایجاد لایه محافظ

  • Man muss eine neue Eisenpfanne vor dem ersten Gebrauch einbrennen.باید یک تابه آهنی جدید را قبل از اولین استفاده روغن‌مالی و حرارت داد.
  • Das Einbrennen schützt die Pfanne vor Rost.روغن‌مالی و حرارت دادن، تابه را از زنگ‌زدگی محافظت می‌کند.