niederbrennen
به آتش کشیدن، سوزاندن، سوختن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
(ساختمان یا سازهای) به طور کامل در آتش سوختن و از بین رفتن.
- Das alte Bauernhaus ist letzte Nacht niedergebrannt.خانه قدیمی کشاورزی شب گذشته کاملاً در آتش سوخت.
- Die Fabrik brannte nach der Explosion vollständig nieder.کارخانه پس از انفجار کاملاً در آتش سوخت و از بین رفت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas niederbrennen)
چیزی را (عمداً یا سهواً) با آتش سوزاندن و از بین بردن.
- Die Rebellen brannten das Dorf nieder.شورشگران روستا را به آتش کشیدند.
- Er hat versehentlich das Papier auf dem Tisch niedergebrannt.او به طور تصادفی کاغذ روی میز را سوزاند.