فعل
تختهکوبی کردن، با سرعت زیاد راندن/حرکت کردن
معانی و تعاریف brettern:
- با سرعت بسیار زیاد و اغلب بیاحتیاطی حرکت کردن (عامیانه).
- چیزی را با تخته پوشاندن یا محکم کردن (معنای کمتر رایج).
جملات نمونه برای brettern:
Das Gartenhaus habe ich am Wochenende fertig ''gebrettert.''
من خانه باغ را آخر هفته تمام کردم (با تخته ساختم).
Er ist mit über 200 Sachen über die Autobahn ''gebrettert.''
او با سرعت بیش از ۲۰۰ کیلومتر در ساعت در اتوبان رانندگی کرد.
Die Madeln ''brettern'' die Piste runter, dass es eine wahre Freude ist.
دخترها با چنان سرعتی از پیست پایین میآیند که واقعاً لذتبخش است.