aufbrezeln
تیپ زدن, به خود رسیدن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (sich aufbrezeln)
خود را با آرایش و لباسهای خاص و گاهی اغراقآمیز آراستن، بزک کردن (محاوره، اغلب انعکاسی و با بار کمی منفی یا کنایه).
- Sie hat sich für die Party extra schick aufgebrezelt.او برای مهمانی خودش را حسابی تیپ زده بود.
- Er kam völlig aufgebrezelt zur Veranstaltung.او با ظاهری بسیار آراسته و پر زرق و برق به مراسم آمد.