anbrechen
آغاز شدن، شروع شدن، باز کردن (برای مصرف)
Bedeutungen
1
intransitiv
شروع شدن (روز، عصر، دوره جدید) (لازم)
- Der Morgen bricht an, die Vögel singen.صبح آغاز میشود، پرندگان میخوانند.
- Eine neue Ära ist angebrochen.دوران جدیدی آغاز شده است.
2
Akkusativ
چیزی را برای اولین بار باز کردن یا شروع به استفاده از آن کردن (متعدی)
- Wir haben eine neue Packung Kaffee angebrochen.ما یک بسته قهوه جدید را باز کردیم.
- Sie hat die Flasche Wein angebrochen.او بطری شراب را باز کرد.