فعل
توجیه کردن، دستور دادن، آموزش دادن
معانی و تعاریف briefen:
- کسی را در مورد چیزی آگاه کردن، اطلاعات لازم را دادن (معمولاً به صورت مختصر و مفید).
جملات نمونه برای briefen:
Wir haben jetzt keine Zeit, ich ''briefe'' dich heute Nachmittag.
ما الان وقت نداریم، بعد از ظهر تو را توجیه میکنم.
Würden Sie bitte den Makler ''briefen?''
ممکن است لطفاً مشاور املاک را توجیه کنید؟
Der Manager briefte sein Team über die neuen Projektziele.
مدیر تیمش را در مورد اهداف جدید پروژه آگاه کرد.