weiterbringen
پیش بردن، کمک به پیشرفت کردن، مفید بودن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) weiterbringen
به شخصی در پیشرفت کاری، نگرش یا حل مشکل کمک شایانی کردن
- Diese Erfahrung hat mich beruflich sehr weitergebracht.این تجربه از نظر شغلی مرا بسیار پیش برد.
- Das Gespräch mit dem Experten hat uns alle weitergebracht.گفتوگو با کارشناس همه ما را پیش برد (به درک بهتری رساند).
2
etwas (Akkusativ) weiterbringen
پروژه یا فرآیندی را گامی به جلو حرکت دادن
- Das bringt uns in dieser Situation auch nicht weiter.این کار هم ما را در این وضعیت پیش نمیبرد.
- Wie können wir das Projekt weiterbringen?چگونه میتوانیم پروژه را پیش ببریم؟