anbringen

Aussprache: /ˈanˌbʁɪŋən/
Wortzerlegung: an·brin·gen
فعل

نصب کردن، مطرح کردن (ایده/شکایت)، جا انداختن (فروختن)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) an + Dativ anbringen

چیزی مانند تابلو، چراغ یا دوربین را به جایی وصل یا نصب کردن

  • Wir müssen das Bild an der Wand anbringen.ما باید این عکس را به دیوار نصب کنیم.
  • Er hat eine neue Lampe im Wohnzimmer angebracht.او یک چراغ جدید در اتاق نشیمن نصب کرده است.
2 etwas (Akkusativ) anbringen

موضوع، پیشنهاد، نظر یا شکایتی را در گفتگو یا جلسه مطرح کردن

  • Ich möchte eine Beschwerde anbringen.من می‌خواهم یک شکایت مطرح کنم.
  • Er konnte seine Bedenken nicht anbringen.او نتوانست نگرانی‌های خود را مطرح کند.
3 etwas (Akkusativ) bei jemandem anbringen

کالا یا ایده‌ای را فروختن یا جا انداختن (اغلب با سختی)

  • Es war schwer, die alten Möbel anzubringen.فروختن مبلمان قدیمی دشوار بود.
  • Er versuchte, seine Idee bei der Geschäftsleitung anzubringen.او سعی کرد ایده‌اش را به مدیریت بفروشد (جا بیندازد).