anbringen
نصب کردن، مطرح کردن (ایده/شکایت)، جا انداختن (فروختن)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) an + Dativ anbringen
چیزی مانند تابلو، چراغ یا دوربین را به جایی وصل یا نصب کردن
- Wir müssen das Bild an der Wand anbringen.ما باید این عکس را به دیوار نصب کنیم.
- Er hat eine neue Lampe im Wohnzimmer angebracht.او یک چراغ جدید در اتاق نشیمن نصب کرده است.
2
etwas (Akkusativ) anbringen
موضوع، پیشنهاد، نظر یا شکایتی را در گفتگو یا جلسه مطرح کردن
- Ich möchte eine Beschwerde anbringen.من میخواهم یک شکایت مطرح کنم.
- Er konnte seine Bedenken nicht anbringen.او نتوانست نگرانیهای خود را مطرح کند.
3
etwas (Akkusativ) bei jemandem anbringen
کالا یا ایدهای را فروختن یا جا انداختن (اغلب با سختی)
- Es war schwer, die alten Möbel anzubringen.فروختن مبلمان قدیمی دشوار بود.
- Er versuchte, seine Idee bei der Geschäftsleitung anzubringen.او سعی کرد ایدهاش را به مدیریت بفروشد (جا بیندازد).