bringen Aussprache:/ˈbʁɪŋən/Wortzerlegung:brin·gen فعل آوردن، بردن، سبب شدن معانی و تعاریف bringen:چیزی یا کسی را از جایی به جای دیگر آوردن یا بردن(مجازی) نتیجهای به بار آوردن، باعث شدن(sich + Dativ) خود را به وضعیتی رساندن(jemanden um etwas bringen) کسی را از چیزی محروم کردن، چیزی را از کسی گرفتن جملات نمونه برای bringen:Der Briefträger ''bringt'' mir einen Brief vom Gouverneur.نامه رسان برای من نامهای از فرماندار میآورد.Mama ''bringt'' jeden Tag das Essen.ماما هر روز غذا را میآورد.Sie ''bringt'' seinen Freund nach Hause.او دوستش را به خانه میآورد.