hinunterbringen
پایین آوردن، قورت دادن (دارو)، تخریب کردن (اعتبار)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) hinunterbringen
بار یا وسایلی را از طبقات بالا به پایین آوردن.
- Kannst du mir bitte die Koffer hinunterbringen?میتوانی لطفاً چمدانها را برایم پایین بیاوری؟
- Wir müssen die alten Möbel aus dem Dachboden hinunterbringen.ما باید اثاثیه قدیمی را از اتاق زیر شیروانی پایین بیاوریم.
2
etwas (Akkusativ) hinunterbringen
لقمه یا قرص را با دشواری بلعیدن و قورت دادن.
- Er hatte Halsschmerzen und konnte kaum etwas hinunterbringen.او گلودرد داشت و به سختی میتوانست چیزی قورت دهد.
- Die Medizin ist sehr bitter, aber du musst sie hinunterbringen.این دارو خیلی تلخ است، اما باید آن را قورت دهی.