bronzebeschlagen

Aussprache: /ˈbʁɔnt͡səbəˌʃlaːɡn̩/
Worttrennung: bron·ze·be·schla·gen
صفت

پوشیده از صفحات برنزی، روکش برنزی

Bedeutungen

1

پوشیده شده یا تقویت شده با صفحات یا نوارهای برنزی، معمولاً برای اهداف تزئینی یا محافظتی.

  • Die Tür des alten Safes war dick bronzebeschlagen.درب گاوصندوق قدیمی با صفحات برنزی ضخیم پوشیده شده بود.
  • Das Möbelstück hatte bronzebeschlagene Ecken zur Verstärkung.این قطعه مبلمان برای استحکام، گوشه‌هایی با روکش برنزی داشت.
  • Die Rüstung des Kriegers war kunstvoll mit bronzebeschlagenen Mustern verziert.زره جنگجو با طرح‌های هنرمندانه با روکش برنزی تزئین شده بود.