bronzebeschlagen
پوشیده از صفحات برنزی، روکش برنزی
Bedeutungen
1
پوشیده شده یا تقویت شده با صفحات یا نوارهای برنزی، معمولاً برای اهداف تزئینی یا محافظتی.
- Die Tür des alten Safes war dick bronzebeschlagen.درب گاوصندوق قدیمی با صفحات برنزی ضخیم پوشیده شده بود.
- Das Möbelstück hatte bronzebeschlagene Ecken zur Verstärkung.این قطعه مبلمان برای استحکام، گوشههایی با روکش برنزی داشت.
- Die Rüstung des Kriegers war kunstvoll mit bronzebeschlagenen Mustern verziert.زره جنگجو با طرحهای هنرمندانه با روکش برنزی تزئین شده بود.