Konjugierte Form
گشتیم، گشتند، مرور کردیم، مرور کردند
معانی و تعاریف browsten:
- به طور غیررسمی و بدون هدف مشخص در اینترنت جستجو کردن و صفحات مختلف را مشاهده کردن.
- به طور سطحی و گذرا در یک کتاب یا مجله ورق زدن و نگاه کردن.
جملات نمونه برای browsten:
Er verbrachte Stunden damit, im Internet nach seltenen Büchern zu browsten.
او ساعتها صرف گشت و گذار در اینترنت برای یافتن کتابهای کمیاب کرد.
Sie browste gerne durch Online-Shops, ohne etwas Bestimmtes kaufen zu wollen.
او دوست دارد در فروشگاههای آنلاین گشت و گذار کند، بدون اینکه قصد خرید چیز خاصی را داشته باشد.
Ich habe nur kurz in dem neuen Roman gebrowst, um einen Eindruck zu bekommen.
من فقط به طور مختصر در رمان جدید ورق زدم تا ایدهای به دست آورم.