Konjugierte Form
برانچ خوردند (شکل گذشته فعل brunchen)
معانی و تعاریف brunchten:
- صرف غذا در اواخر صبح که ترکیبی از صبحانه و ناهار است، معمولاً در روزهای تعطیل و به صورت جمعی و مفصل.
جملات نمونه برای brunchten:
Am Sonntag brunchten wir ausgiebig mit Freunden im neuen Café.
روز یکشنبه با دوستان در کافه جدید به طور مفصل برانچ خوردیم.
Die Familie traf sich regelmäßig zum Brunch, um die Woche Revue passieren zu lassen.
خانواده به طور منظم برای برانچ دور هم جمع میشدند تا هفته را مرور کنند.