فعل
فصل جفتگیری (حیوانات) بودن، جفتگیری کردن
معانی و تعاریف brunften:
- (در مورد گوزن و سایر نشخوارکنندگان) وارد فصل جفتگیری شدن، جفتگیری کردن
جملات نمونه برای brunften:
Der Hirsch ''brunftet'' mit dem Wildbrette.
گوزن نر در فصل جفتگیری با مادهها است.
Der Biber ''brunftet''.
سگ آبی جفتگیری میکند.
Im Herbst beginnen die Hirsche zu brunften.
در پاییز، گوزنها شروع به جفتگیری میکنند.