Deklinierte Form
قل قل کننده، در حال قل قل کردن (صفت)
معانی و تعاریف bubbernden:
- صدای تولید شده توسط مایعی که در حال جوشیدن یا غلیان است؛ حباب زدن مایعات غلیظ یا چسبناک.
جملات نمونه برای bubbernden:
Das Lavafeld brodelte und bubberte, während heiße Gase aus den Spalten aufstiegen.
میدان گدازه میجوشید و قلقل میکرد، در حالی که گازهای داغ از شکافها بالا میآمدند.
Man hörte das leise bubbernde Geräusch des kochenden Eintopfs aus der Küche.
صدای آرام قلقل خورشت در حال جوشیدن از آشپزخانه شنیده میشد.