buckelkraxen
به دوش کشیدن (مانند بار سنگین)
Beispiele
- Wenn sie in Wien zu dem Chiropraktiker Dr. Rauch kommt, trägt sie der immer hilfsbereite Arzt zur Behandlung ''buckelkraxen'' in die Ordination und dann wieder hinunter auf die Straße.وقتی او به وین نزد دکتر راوخ، متخصص ستون فقرات میآید، دکتر همیشه یاریرسان، او را برای درمان به داخل مطب به دوش میکشد و سپس دوباره به خیابان پایین میآورد.
Bedeutungen
1
kein Akkusativ (oft mit Ortsangabe)
صعود کردن به مناطق کوهستانی صعبالعبور یا صخرهها با تلاش و زحمت فراوان، اغلب با استفاده از دست و پا و با دشواری زیاد.
- Die Bergsteiger mussten steile Felswände buckelkraxen, um den Gipfel zu erreichen.کوهنوردان مجبور بودند از دیوارهای سنگی شیبدار با سختی زیاد بالا بروند تا به قله برسند.
- Er war bekannt dafür, auch in hohem Alter noch anspruchsvolle Routen buckelkraxen zu können.او به این شهرت داشت که حتی در سن بالا نیز میتوانست مسیرهای چالشبرانگیز را با سختی زیاد صعود کند.