فعل
رابطه جنسی داشتن، نزدیکی کردن
معانی و تعاریف budern:
- (لهجهای، عمدتاً شمال آلمان) به سختی کار کردن، زحمت کشیدن، یا زمین را شخم زدن.
- (فنی، نادر) در مورد حرکت یا صدای خاصی که شبیه به حرکت در گل یا خاک است.
جملات نمونه برای budern:
Er hat den ganzen Tag auf dem Feld gebudert.
او تمام روز در مزرعه سخت کار کرد.
Die Bauern buderten schon früh am Morgen.
کشاورزان از صبح زود مشغول کار سخت بودند.
Das alte Schiff buderte langsam durch den Schlamm.
کشتی قدیمی به آرامی در گل و لای حرکت میکرد.