budgetieren
بودجهبندی کردن، بودجه تعیین کردن
Beispiele
- Die Produktionen sind deutlich geringer ''budgetiert.تولیدات به طور قابل توجهی با بودجه کمتری برنامهریزی شدهاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بودجهبندی کردن، برنامهریزی مالی کردن (برای هزینهها و درآمدها)
- Wir müssen unsere Ausgaben sorgfältig budgetieren.ما باید هزینههایمان را با دقت بودجهبندی کنیم.
- Die Regierung budgetiert die Mittel für Bildung.دولت بودجه آموزش را تخصیص میدهد.
2
Akkusativ (Mittel) + für + Akkusativ (Zweck)
تخصیص دادن بودجه برای هدفی خاص
- Für das neue Projekt wurden zusätzliche Gelder budgetiert.برای پروژه جدید بودجههای اضافی تخصیص داده شد.
- Jede Abteilung muss ihre eigenen Kosten budgetieren.هر بخش باید هزینههای خود را بودجهبندی کند.