buhlen

Aussprache: /ˈbuːlən/
Wortzerlegung: buh·len
فعل

رقابت کردن (برای جلب توجه یا مشتری)، دلربایی کردن

Beispiele

  • Die Unternehmen haben auf der Messe wieder um die Kunden ''gebuhlt.شرکت‌ها بار دیگر در نمایشگاه برای جلب مشتریان رقابت کردند.
  • Ein Schriftsteller ''buhlt'' auf ebenso schmähliche Weise wie ein Politiker oder sonst ein Scharlatan um sein Publikum.یک نویسنده به همان روش شرم‌آوری برای مخاطب خود دلربایی می‌کند که یک سیاستمدار یا یک شیاد دیگر.

Bedeutungen

1 um + Akkusativ

تلاش کردن برای جلب محبت، حمایت یا توجه کسی (اغلب با دلبری یا چاپلوسی)

  • Er buhlte um ihre Gunst.او برای جلب نظر او دلبری می‌کرد.
  • Die Partei buhlt um die Stimmen der Wähler.حزب برای جلب آرای رأی‌دهندگان تلاش می‌کند.
2 (intransitiv)

فاحشگی کردن، خود را برای مقاصد جنسی عرضه کردن (قدیمی یا ادبی)

  • In alten Zeiten buhlten Frauen oft um reiche Männer.در زمان‌های قدیم، زنان اغلب برای مردان ثروتمند دلبری می‌کردند (در مفهوم قدیمی).
  • Sie buhlte um die Aufmerksamkeit des Königs.او برای جلب توجه پادشاه تلاش می‌کرد (با دلبری).