bullös

Aussprache: /bʊˈløːs/
Worttrennung: bul·lös
صفت

تاولی، دارای تاول، حباب‌مانند

Bedeutungen

1

شبیه به تاول یا حباب؛ دارای برجستگی‌های پر از مایع یا هوا.

  • Die Haut wurde nach dem Sonnenbrand bullös.پوست پس از آفتاب‌سوختگی تاولی شد.
  • Das Material bildete bullöse Strukturen an der Oberfläche.این ماده ساختارهای حباب‌مانندی در سطح تشکیل داد.
  • Bei der Verbrennung entstanden bullöse Blasen.در اثر سوختگی، تاول‌های حبابی ایجاد شد.