bullen
فحل بودن (حیوان ماده)، در دوره جفتگیری بودن
Beispiele
- Von einer brünstigen Kuh sagt man, sie ''bullt'' oder sie rindert.از یک گاو ماده در دوره جفتگیری گفته میشود که ""فحل"" است یا ""ریندِرت"" (صدای گاو نر میدهد).
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
به صورت غیررسمی و تحقیرآمیز، مانند یک پلیس رفتار کردن، کسی را تحت فشار قرار دادن یا به او زور گفتن (بسیار نادر و عامیانه).
- Hör auf, hier so rumzubullen, das ist mein Revier!دست از این پلیسبازیها بردار، اینجا قلمرو من است!
- Er bullt immer seine kleinen Geschwister herum.او همیشه به خواهر و برادرهای کوچکترش زور میگوید.