bullig
تنومند، چهارشانه؛ (به طور اغراق آمیز) گرم
Beispiele
- So ein ''bulliger'' Typ, an die 2 Meter groß, versperrt den Eingang.یک تیپ تنومند، حدود ۲ متر قد، جلوی ورودی را گرفته است.
- Oh, ist das hier ''bullig'' warm!اوه، اینجا به طرز اغراق آمیزی گرم است!
- Zählt das Pedometer mehr Schritte als gewöhnlich, weiß der Computer, dass die Kuh ''bullig'' ist und gedeckt werden will.اگر پدومتر بیش از حد معمول قدمها را میشمارد، کامپیوتر میفهمد که گاو "فحل" است و نیاز به جفتگیری دارد.