bullig

Aussprache: /ˈbʊlɪç/
Worttrennung: bul·lig
صفت

تنومند، چهارشانه؛ (به طور اغراق آمیز) گرم

Bedeutungen

1

دارای بدنی قوی، عضلانی و پهن؛ تنومند و چهارشانه.

  • Der Boxer hatte einen bulligen Körperbau.بوکسور اندامی تنومند داشت.
  • Er war ein großer, bulliger Mann.او مردی قدبلند و چهارشانه بود.
  • Der Stier war sehr bullig und stark.گاو نر بسیار تنومند و قوی بود.
2

به طور اغراق‌آمیز یا غیرمعمول گرم و صمیمی (بیشتر در زبان محاوره).

  • Sein Lachen klang bullig und herzlich.خنده‌اش گرم و صمیمی به نظر می‌رسید.
  • Er gab uns eine bullige Umarmung.او ما را به گرمی در آغوش گرفت.
  • Die Atmosphäre im Pub war bullig und einladend.فضای داخل میخانه گرم و صمیمی و دعوت‌کننده بود.