bummern

Aussprache: /ˈbʊmɐn/
Wortzerlegung: bum·mern
فعل

پُکیدن (مانند قلب)، ضربه زدن (با مشت)

Beispiele

  • Doch mein Herz ''bummert'' und ''bummert.اما قلبم می‌پُکد و می‌پُکد.

Bedeutungen

1 Intransitiv

تپیدن، کوبیدن، با صدای بلند و ریتمیک کار کردن (مانند قلب یا موتور)

  • Sein Herz bummert vor Aufregung.قلبش از هیجان می‌تپد.
  • Der Motor bummert laut und unregelmäßig.موتور با صدای بلند و نامنظم کار می‌کند.