فعل
آمیزش کردن، محکم خوردن (عامیانه)
معانی و تعاریف bumsen:
- (عامیانه، رکیک) سکس کردن، آمیزش جنسی داشتن
- (عامیانه) ضربه زدن، با صدای بلند به چیزی خوردن
جملات نمونه برای bumsen:
Draußen ''bumst'' ständig etwas gegen die Wand.
بیرون مدام چیزی محکم به دیوار میخورد.
„Für uns ist das Wichtigste, dass sie ''bumsen'' und sich betrinken wie immer.“
«برای ما مهمترین چیز این است که آنها آمیزش میکنند و مثل همیشه مست میشوند.»
Er hat sie gebumst.
او با او سکس کرد.