bumsten

Aussprache: /ˈbʊmstn̩/
Wortzerlegung: bums·ten
Konjugierte Form

کوبیدند، ضربه زدند

Bedeutungen

1 kein spezifischer Fall, oft mit Ortsangaben oder als intransitives Verb

ایجاد صدای بلند و ناگهانی ناشی از برخورد دو جسم سخت با یکدیگر یا سقوط یک جسم سنگین؛ اغلب برای توصیف صداهای کوبنده یا ضربه‌های شدید به کار می‌رود.

  • Die Kiste fiel vom Regal und bumste mit lautem Getöse auf den Boden.جعبه از قفسه افتاد و با صدای مهیبی به زمین برخورد کرد.
  • Das Auto bumste gegen die Mauer, als der Fahrer die Kontrolle verlor.ماشین به دیوار برخورد کرد، زمانی که راننده کنترل را از دست داد.