bumsten
کوبیدند، ضربه زدند
Bedeutungen
1
kein spezifischer Fall, oft mit Ortsangaben oder als intransitives Verb
ایجاد صدای بلند و ناگهانی ناشی از برخورد دو جسم سخت با یکدیگر یا سقوط یک جسم سنگین؛ اغلب برای توصیف صداهای کوبنده یا ضربههای شدید به کار میرود.
- Die Kiste fiel vom Regal und bumste mit lautem Getöse auf den Boden.جعبه از قفسه افتاد و با صدای مهیبی به زمین برخورد کرد.
- Das Auto bumste gegen die Mauer, als der Fahrer die Kontrolle verlor.ماشین به دیوار برخورد کرد، زمانی که راننده کنترل را از دست داد.