anbumsen
ضربه زدن (با صدا)، تصادف کردن (با ماشین)، سکس کردن (عامیانه)
Beispiele
- Mama ''hatte'' beim Ausfahren aus der Garage den Wagen hinten links ein wenig ''angebumst.مادر هنگام بیرون آمدن از پارکینگ، کمی به عقب ماشین ضربه زد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی یا چیزی برخورد کردن، تنه زدن (معمولاً ناخواسته یا با کمی خشونت)
- Er hat mich aus Versehen angebumst.او سهواً به من تنه زد.
- Pass auf, dass du das Auto nicht anbumst!مواظب باش که به ماشین نزنی!