einbunkern

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌbʊŋkɐn/
Worttrennung: ein·bun·kern
فعل

انبار کردن (ذخیره)، پناه دادن (در پناهگاه)، احتکار کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einbunkern)

چیزی را در پناهگاه یا انبار ذخیره کردن؛ انبار کردن.

  • Die Familie bunkerte Lebensmittel für den Notfall ein.خانواده برای مواقع اضطراری مواد غذایی انبار کردند.
  • Er hat sein Geld in einem Bankschließfach eingebunkert.او پولش را در صندوق امانات بانک پنهان کرده بود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas einbunkern)

به صورت مجازی، چیزی را به مقدار زیاد و اغلب پنهانی جمع‌آوری یا احتکار کردن.

  • Während der Krise bunkerten viele Menschen Hamsterkäufe.در طول بحران، بسیاری از مردم با خرید هولدرانه احتکار می‌کردند.
  • Er bunkerte heimlich wertvolle Antiquitäten.او مخفیانه عتیقه‌های ارزشمند را جمع‌آوری می‌کرد.