busseln

Aussprache: /ˈbʊsl̩n/
Wortzerlegung: bus·seln
فعل

بوسیدن (به ویژه با محبت یا برای سلام و احوالپرسی)

Beispiele

  • Was für ein Prachtexemplar von Mann! Alle Frauen würden den gern ''busseln.چه مرد نمونه‌ای! همه زنان دوست دارند او را ببوسند.

Bedeutungen

1 transitiv / intransitiv

بوسیدن (اغلب به صورت ملایم، با محبت یا مکرر، بیشتر در جنوب آلمان و اتریش)

  • Die Großmutter busselte ihr Enkelkind auf die Wange.مادربزرگ نوه‌اش را روی گونه بوسید.
  • Sie haben sich zur Begrüßung kurz gebusselt.آنها برای خوش‌آمدگویی یک بوسه کوتاه به هم دادند.