busseln
بوسیدن (به ویژه با محبت یا برای سلام و احوالپرسی)
Beispiele
- Was für ein Prachtexemplar von Mann! Alle Frauen würden den gern ''busseln.چه مرد نمونهای! همه زنان دوست دارند او را ببوسند.
Bedeutungen
1
transitiv / intransitiv
بوسیدن (اغلب به صورت ملایم، با محبت یا مکرر، بیشتر در جنوب آلمان و اتریش)
- Die Großmutter busselte ihr Enkelkind auf die Wange.مادربزرگ نوهاش را روی گونه بوسید.
- Sie haben sich zur Begrüßung kurz gebusselt.آنها برای خوشآمدگویی یک بوسه کوتاه به هم دادند.