busserln

Aussprache: /ˈbʊsɐln/
Wortzerlegung: bus·serln
فعل

بوسیدن (عامیانه، اغلب در جنوب آلمان و اتریش)

Beispiele

  • Am liebsten ''gebusserlt'' wird erwartungsgemäß mit dem Partner oder der Partnerin: 63 Prozent geben hier ein Bussi.بیشترین بوسه ها طبق انتظار با شریک زندگی انجام می شود: ۶۳ درصد در اینجا یک بوسه می دهند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم، برای کسی یا چیزی که بوسیده می‌شود)

بوسیدن کسی یا چیزی به نشانه‌ی محبت، عشق یا علاقه، اغلب با لحنی نرم و صمیمی.

  • Das Kind busselte seine Mutter zum Abschied auf die Wange.کودک برای خداحافظی گونه مادرش را بوسید.
  • Er busselte die kleine Blume, die er am Wegesrand gefunden hatte.او گل کوچکی را که در کنار جاده پیدا کرده بود، بوسید.
2

به آرامی و با ظرافت غنچه کردن یا شکفتن گل.

  • Die Rosenknospen begannen sich im Morgentau zu busserln.غنچه‌های گل رز شروع به غنچه کردن در شبنم صبحگاهی کردند.
  • Im Frühling busseln die ersten Blüten an den Zweigen.در بهار، اولین شکوفه‌ها بر روی شاخه‌ها غنچه می‌کنند.