abbussen
غرق بوسه کردن، بوسیدن فراوان
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را با بوسه بدرقه کردن یا با بوسه خداحافظی کردن
- Sie busste ihren Freund ab, bevor er zur Arbeit ging.او دوستپسرش را قبل از اینکه به سر کار برود، بوسید و بدرقه کرد.
- Die Mutter busste ihr Kind ab, bevor es in den Kindergarten ging.مادر فرزندش را قبل از رفتن به مهدکودک بوسید و بدرقه کرد.