unterbuttern
کسی را تحت فشار قرار دادن/کسی را از ابراز عقیده بازداشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas unterbuttern)
(عامیانه) کسی را سرکوب کردن، زیر دست قرار دادن، شکست دادن یا برتری یافتن بر کسی.
- Er versuchte, seine Kollegen zu unterbuttern.او سعی کرد همکارانش را سرکوب کند.
- Die stärkere Mannschaft hat die schwächere untergebuttert.تیم قویتر تیم ضعیفتر را شکست داد.