zubuttern

Aussprache: /ˈtsuːˌbʊtɐn/
Wortzerlegung: zu·but·tern
فعل

از سرمایه شخصی مایه گذاشتن، ضرر را از جیب دادن

Beispiele

  • Bei meinem Laden ''buttere'' ich ''zu.من دارم روی مغازه‌ام از جیب خودم مایه می‌گذارم (ضرر می‌دهم).
  • Obwohl die USA drei Milliarden Dollar für den Kampf gegen Drogenhandel und linke Rebellen ''zubuttern,'' urteilt die New York Times: „Kolumbien kapituliert vor der Mafia“.با وجود اینکه ایالات متحده سه میلیارد دلار برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و شورشیان چپ‌گرا هزینه می‌کند، نیویورک تایمز قضاوت می‌کند: «کلمبیا در برابر مافیا تسلیم می‌شود».

Bedeutungen

1 intransitiv/transitiv (oft mit zu + Dativ, Akkusativ)

سوبسید دادن، کمک مالی کردن (اغلب با ضرر یا بدون تمایل)

  • Der Staat muss bei diesem Projekt noch viel zubuttern.دولت باید در این پروژه هنوز زیاد سوبسید بدهد.
  • Wir mussten viel Geld zubuttern, damit das Geschäft läuft.ما مجبور شدیم پول زیادی را با ضرر وارد کنیم تا کسب و کار راه بیفتد.