buttergelb
زرد کرهای، به رنگ کره
Beispiele
- Er trug ein ''buttergelbes'' Hemd.او یک پیراهن زرد کرهای پوشیده بود.
- In der Mitte und am Rand ist er blasser, oft auch ''buttergelb''.در مرکز و لبهها کمرنگتر است، اغلب نیز زرد کرهای.
زرد کرهای، به رنگ کره